داستان خواستگاری

داستان خواستگاری

خواستگاری دختر از پسر چگونه است؟

اگر دختر هستید و قرار است به خواستگاری پسری بروید اول از همه حواستان باشید که دل نازک نباشید ؛ چون ممکن است جواب رد بشنوید.خواستگاری دختر از پسر هر چند چندان متداول نیست اما دانستن این نکته ها مسیر را برایتان روشن میکند.

داستان خواستگاری

اگر مرا دوست دارد، چرا از من خواستگاری نمی کند؟

پرسش : 23 سالمه و تا به حال با پسری دوست نبودم، یعنی فقط در محل کار و درمورد کار با آقایون رابطه داشتم. دختر خیلی اجتماعی و بجوشی هستم ولی خیلی هم مغرور و آدم سختی هستم. من به اتفاق خانواده ام حدود 5 سالیه که به یک رستوران میریم که صاحب رستوران خیلی بهم نگاه میکنه. یک پسر 35-36 ساله است... ازش خوشم میاد ولی نگاهش گاهی اوقات اذیتم میکنه یعنی من زمانی که دیگران خیلی بهم نگاه میکنند عصبی و کلافه میشم. علت خوش آمدنم از این آقا این نیست که رستوران داره بلکه از شخصیت و نوع برخودش خیلی خوشم میاد. میتونم بگم که مدیریت داخلی و کنترلی رستوران از زمانی که ما وارد میشیم به رستوران تا آخر حواسشون به ما هست حتی چند بار متوجه شدم که اومدن ما رو به ایشون اطلاع میدن. من دختری نیستم که به قولی بخوام آمار و پا و ... بدم یا همان چراغ سبز، که بیاد جلو. عقیده و نظر من اینه که شخصی که از من خوشش میاد باید بیاد جلو و حرفش رو بزنه نه اینکه منتظر آمار دادن من باشه. حالا نمیدونم که باید چیکار کنم از طرفی از ایشون خوشم میاد و از طرفی هم نمیدونم که ایشونم از من خوشش میاد یا نه. مثلا زمانی که ما میریم اونجا اگر میز ما طوری نباشه که ایشون دید داشته باشن، تغییر جا میدن و یا پا میشن در مقابل ما میشینن. چندین بار این اتفاق افتاده. لطفا راهنماییم کنید.

داستان خواستگاری

اصرار کردم به خواستگاری بیاید

پرسش: من دختری 27 ساله هستم با آقایی وارد رابطه شدم که 30 سالش است از قبل آشنایی مختصری از هم داشتیم الان 6 ماه از ارتباط ما میگذرد. مشکل اینجاست که او تا اینجا کاملا هم مسیر با من همراهی میکرد ولی هر قدم که ارتباط جدی تر میشد دچار بحران میشد عصبی میشد بهانه میگرفت و من باید کلی انرژی صرف میکردم تا از ازدواج منصرف نشود. این موضوع ادامه داشت تا الان که 2 روز به روز خواستگاری مانده و ایشون میگوید تو مرا مجبور کردی به این کارها من آمادگی ازدواج و اصلا قصد ازدواج نداشتم البته جوری هم برخورد میکند که احساسش به من تغییری نکرده و به من خیلی علاقمند لطفا من را راهنمایی کنید من باید چه برخوردی داشته باشم؟

داستان خواستگاری

ماجرای عروسی واقعی الهه و رضا

با شیطنتی که چشم‌هایش را حسابی برق انداخته، می‌گوید:‌ «اگر برای رضا نقشه نکشیده بودیم، این ازدواج سر نمی‌گرفت» و می‌‌زند زیر خنده. و با این جمله در چهره آرام و کمی تا قسمتی خجالتی داماد لبخند می نشیند. این جوری است که گپ و گفت خودمانی ما درباره قصه یک ازدواج واقعی شروع می‌شود. ازدواجی که با نقشه شروع شد، با منطق جلو رفت و با عشق ادامه پیدا کرد.

داستان خواستگاری

راه و رسم خواستگاری در دنیای جدید

تمام خانم های محله جمع می شدند در حیاط یکی از همسایه ها، مادرها دست دخترهای جوانشان را می گرفتند، جعبه های گوجه نیمی از حیاط را پر کرده بود، دخترهای جوان زیر نگاه بعضی خانم ها سرخ و سفید می شدند، یک هفته بعد گذشته بود یا نگذشته بود، پیغام و قرار خواستگاری و ... از آن طرف پدر در حجره بازاری اش کم کم سر صحبت را با پسر باز می کرد و از دختری حرف می زد که مادر پسر در مراسم رب درست کردن در خانه یکی از همسایه ها برای پسرش زیر نظر گرفته بود. خواستگاری های سنتی هرچه بود این اطمینان را به طرف مقابل می داد که دختر یا پسر موردنظر در چه خانواده ای با چه عقایدی و با چه پیشینه ای رشد کرده است. اما حالا همسایه ات را نمی شناسی، با خاله، عمه، عمو و دایی گاهی ۲ یا ۳ بار بیشتر در سال رفت و آمد نداری که دختر و پسرش را بشناسی و اخلاقشان دستت بیاید.

بیشتر

آخرین بحث ها و نظرات

آموزشگاه سیماى ماندگار
سلام منم تشکر میکنم از سالن شما. خیلی خوشحالم که تونستم توى یک...

پریروز

رنگ موی مناسب شما کدام است؟
چه جالب روشهایی رو برای تشخیص رنگ پوسن گفتت...

3 روز قبل

اسم عشقتون رو توی گوشی اتون چی سیو کردید ؟
اسم رلمو تو گوشیم به انگلیسی همیشگیم سیو کردم اونم منو یکی یدو...

4 روز قبل
لطفا کمی صبر کنید...