نوعروس - تشریفات عروسی - عکس و فیلم عروسی - آرایش عروس - تالار و باغ - لباس عروس - گل و ماشین عروس

نامزدم را از من دور کرده اند!!

به خاطر برخی مشکلات با نامزدم تصمیم گرفتیم مدتی از هم دور باشیم اما او دچار افسردگی شده و حالا پدرش راضی به ازدواج ما نیست و نامزدم را از من دور کرده!

پرسش: حدود 5ماه پیش با خانومی نامزد کردیم. البته صیغه محرمیت. بعد از گذشت 2ماه به علت یکسری مسایل باهم به اختلاف خوردیم. نامزدم کمالگراست و فقط نتیجه را میخواهد. من بهش قول خانه را داده بودم که در آن مدت معین نشد, اما 1ماهی هست که گرفته ام. میگوید صداقت نداشتی,چرا وقتی نمیتوانی بگیری قول میدهی؟!! من و نامزدم در حالیکه همدیگر را واقعا دوست داریم, تصمیم گرفتیم چندماه دور ازهم باشیم, 2بار هم مرا از خانه به بیرون راهنمایی کرد که دفعه آخر جلوی مادرش بود. بعد این قضیه نامزدم گوشی خود را خاموش کرد و من هم فقط با گوشی او تماس میگرفتم که خاموش بود. دچار افسردگی شد و من هم خبردار نشدم در حالیکه از قبل سابقه اش را داشته است. من هم به پدر و مادرم گفتم دخالت نکنید و آنها هم سراغی از عروسشان نگرفتند. حال که با نامزدم صحبت کردم میگوید خانواده اش مخالف هستند و پدرش گفته تا زنده ام اجازه نخواهم داد چون من دخترش مرا مریض کرده ام. حالا من باید چکار کنم؟
پاسخ

پاسخ: "دوست داشتن" دو معنی دارد "از همدیگر خوشمان آمده" که در ابتدای رابطه اتفاق می افتد دلیل خاصی هم لازم ندارد بیشتر انگیزه برای شروع رابطه است.معنی دیگر آن بر اثر اتفاقاتی است که در رابطه رخ می دهد یعنی میزان رضایتی که از اتفاقات مهم که در رابطه رخ می دهد حاصل می شود که مفهوم اصلی هم این است.به نظر شما بیشتر در مرحله خوش آمدن هستید نه دوست داشتن و دارید تجارب جدیدی از رابطه بدست می آورید و خوش آمدن دلیل خوبی برای با هم بودن نیست. تفاهمی که در مسایل مختلف مادی و معنوی بدست می آید منشا دوست داشتن است و اینک شما در یکی از مقاطع کسب تفاهم دچار مشکل شده اید. ببینید چه باعث بوجود آمدن این شرایط و سوتفاهم شده است و تلاش کنید آن را به تفاهم تبدیل کنید بهتر است تلاش دو نفره باشد و سعی نکنید چیزی را به هم ثابت کنید بلکه راه رسیدن به یک راه حل که هر دو رضایت نسبی داشته باشید را پیدا کنید.

وارد شوید یا ثبت‌نام کنید و نظربدهید

otherthinkwhat

اپلیکیشن موبایل نوعروس هدیه ویژه به مناسبت شب یلدا
سلام خسته نباشید ببخشید من قبلا عضو نوعروس بودم اما الان انگا...

10 ساعت قبل

آتلیه عکس و فیلم زیما
1. تیم حرفه ای 2. مدیریت صحیح 3. حسن اخلاق 4. اکیپ دوستانه 5. ...

دیروز

آتلیه عکس و فیلم نیکتا
من هم عروسیم دی ماه بود خودم تحصیل کرده عکاسی و هنر هستم به دل...

4 ماه قبل

اگه بخوام خودم رو گریم کنم چیکار باید بکنم؟

پرسش :ببخشید اگه بخوام خودم خودم رو گریم کنم باید از چه موادی برای گریم استفاده کنم؟ در مورد نوع کرم گریم و اینکه از کجا تهیه کنم؟...

پاکسازی پوست قبل از عروسی

پرسش: با سلام. من سوالم اینه که اگه من نخوام قبل از عروسی برای پاکسازی پوست آرایشگاه برم اینکار رو خودم می تونم انجام بدم و چطوری و اگه که نه باید از ...

پیشگیری از بارداری چطور باشد؟

پرسش: من قراره ٤ شهریور امسال عروسی کنم ولی هنوز نمی دونم از چه روش جلوگیری استفاده کنم؟ من و همسرم چون فامیل هستیم و باید حاملگی کاملا کنترل شده باشه...

مشاوره

پریود دردناکی دارم چه کار کنم؟

پرسش: با سلام و خسته نباشید من دختری هستم 26ساله و به تازگی عقد کردم از همان آغاز دوره پریودم همیشه نامنظم بوده همراه با درد زیاد طوری که یه ماه در میان شده که عادت شده باشم. دکتر هم مراجعه نکردم ممکنه که کیست تخمدان باشه.

مشاوره

وقتی عصبانی میشه همه چیز از دهنش در میاد

پرسش: من و همسرم 7 ماهه که عقد کردیم، البته از سال 91 باهم دوست بودیم و دوستی خیلی خوبی داشتیم. الان هم خدا رو شکر زندگی و رابطه خوبی داریم. ایشون خیلی اخلاقای خوب دارند. فقط یه چیزی منو خیلی اذیت میکنه و ایشون خودشون هم قبول دارن که این اخلاقشون بده و اون اخلاق این هست: همسر من وقتی عصبانی یا ناراحت میشن هر کلمه و جمله ای که تو اون لحظه به ذهنشون میرسه و گفتنش میتونه تخلیشون کنه رو به زبون میارن. راستش این موضوع تا حالا خیلی لطمه به رابطه ما وارد کرده. هربار که این اتفاق میفته ایشون بعدش پشیمون میشه و عذرخواهی میکنه. گاهی حتی چیزهایی که گفته رو بخاطر نمیاره! وقتی بهش میگم اینو گفتی و اونو گفتی میگه واقعا حرف دلم نبوده.اما من خیلی ناراحت میشم و روزها طول میکشه تا به حالت قبل برگردم و بتونم با ایشون از صمیم قلب مهربون باشم. بعد از اینکه کلی حرف به من میگه و بعدش میخواد از دلم دربیاره میگه "معذرت میخوام" و وقتی من ناراحتیم از بین نمیره میگه چرا انقدر کلاس میذاری. دارم عذرخواهی میکنم توهم قبول کن و ماجرا ختم شه. اما اون ناراحتی واقعا توی دلم میمونه. چون گاهی حرفایی میشنوم که اصلا در شان و شخصیتم نیست. من همیشه به ایشون میگم وقتی بحثمون میشه آرامش خودتو حفظ کن و اول فکر کن بعد حرف بزن، ایشون قبول میکنه اما وقتی عصبانی میشه دوباره همون جریان پیش میاد. لازم به ذکره که ایشون حتی با خانواده خودشون و بقیه هم اینطورن فقط من نیستم. لطفا بهم راهنمایی بدید. من چه کاری باید بکنم؟ ایشون چه اقدامی باید بکنن؟

مشاوره

چاقی پهلوها و باسن را چطور آب کنم؟

پرسش: 33 ساله هستم که حدود 8 ماهه ازدواج کرده ام. قبل از ازدواجم رژیم داشتم و لاغر بودم حدود 70 کیلو ولی بعد از ازدواجم به مرور افزایش وزن پیداکردم. بااینکه هرروز حداقل 45 دقیقه پیاده روی می کنم و رژیم غذایی خودم را هم دارم ولی وحشتناک باسن و پهلوهام چاق شده است. لطفا راهنمایی بفرمایید که باید چه کاری انجام بدهم برای لاغری و تناسب اندامم؟

مشاوره

انگار محبت کردن رو بلد نیست چیکار کنم؟

پرسش: من دو ماهه عقد کردم شش ماه هم نشون بودم البته به خاطر فوت اقوام عقدمون عقب افتاد نامزدم بعد از عقدمون هیچ تقاضای جنسی از من نداشته فکر میکردم بعد عقد حداقل راجع بهش صحبت بکنه تا به یه سری تفاهما برسیم ولی هیچ حرفی نزده. رابطمون مثل خواهر و برادر شده راستش نگرانم من هم هر کاری میکنم نمی تونم خودم در این مورد پیش قدم بشم چند بار غیرمستقیم بهش گفتم که ما باید بیشتر کنار هم باشیم تا صمیمیتمون بیشتر بشه ولی انگار متوجه منظور من نمیشه چند بار پیام عاشقاته بهش دادم در جواب فقط نوشت پیاما قشنگ بود اصلا انگار بلد نیست محبت بکنه راستش خیلی پسر خوبیه اطلاعات عمومی بالایی هم داره ولی نمیدونم چرا در این مورد این جوریه . راستش همه صحبت هامون شده در مورد مسایل کاری نامزدم هر وقت حرف میزنیم از کارش و اهداف کاریش صحبت میکنه واقعا خسته شدم من خودم هم شاغلم ولی اصلا در مورد کارم باهاش صحبت نمی کنم.

مشاوره

وقتی پسرهای دیگه ای رو میبینم فکرم درگیر میشه

پرسش : سلام من 31 سالمه و یکسال و نیمه ازدواج کردم شوهرم مرد خوب و مهربانی است و تیپشم بد نیست ولی تو اداره وقتی پسرهای خوشتیپ تر دیگه رو میبینم همش فکرم درگیر میشه و جذبشون میشم و فکر میکنم باید بااونا ازدواج میکردم این حسی که دارم به این دلیل است که همسرمو دوست ندارم؟ چیکارباید بکنم؟ خیلی اذیت میشم.

مشاوره

بحث سر رسم و رسومات

پرسش: 7 ماه است که عقد کردم.27 ساله هستم.خانواده همسرم موقع خواستگاری و قبل از عقد گفتند خرج و مخارج عروسی با آنهاست و همسرم تازه سر کار رفته و پس اندازی نداره. اما مادر همسرم گفت مخارج خرید بازار تا اندازه ای برعهده داماد است.از طرفی در هیچ یک از مراسم ها و مناسبت ها به جز نیمه شعبان، گردنبند و عید فطر، زنجیر طلا که اون هم همسرم با پول خود خرید چیزی بهم ندادند و خانواده من چیزی نگفتند فقط پدرم به من گفت که موقع هدیه دادن ما به خانواده داماد من هم خوب خرج نخواهم کرد.من خیلی تلاش کردم تا دید خانواده ام نسبت به همسر و خانواده ام منفی نشود اما تا حدی شده اما بی احترامی نکرده اند.چند بار با همسرم در این مورد صحبت کرده ام و تا حدی تلاش کرده.آیا باید درمورد رسم و رسوم هایمان واضح صحبت کنیم و من باید صحبت کنم یا خانواده ام؟درضمن باید بگم همسرم اخلاقش عالی است و بسیار منو دوست داره و من هم دوستش دارم.

مشاوره

عفونت و قارچ دارم

پرسش: پریود دردناکی دارم رفتم دکتر گفتن عفونت قارچی دهانه رحم دارم دارو دادند خوب شدم. دو ساله ازدواج کرد. چند بار عفونت داشتم بعد از درمان و چندبار نزدیکی بازهم عفونت میگیرم امکان داره از شوهرم بگیرم؟چیکار باید بکنم؟

ثبت‌نام
فرم را تکمیل و به ما بپیوندید
ثبت نام
من حساب کاربری دارم، ورود
ورود

  ادامه
از نو  
من حساب کاربری ندارم؛ ثبت‌نام