نوعروس - تشریفات عروسی - عکس و فیلم عروسی - آرایش عروس - تالار و باغ - لباس عروس - گل و ماشین عروس

کسی مجبور به ازدواج نکنید

اگر نامزدتان نمی تواند تصمیم نهایی برای ازدواج با شما بگیرد، نباید او را مجبور به ازدواج کنید

پرسش: ازتون میخوام کمکم کنید چطور به نامزدم(البته نامزد رسمی نیستیم) اطمینان خاطر بدهم تا در تصمیمش مصمم بشود و زودتر باهم ازدواج کنیم. من 30 ساله و نامزدم 32 ساله است. هردو تحصیل کرده هستیم و باهم همکار بودیم. ما هیچ مشکل خاصی باهم نداریم به جز اینکه تو دو تا شهر خیلی دور از هم هستیم و به ندرت همدیگر را میبینیم و زمانی هم که همدیگر را میبنیم وقت زیادی نداریم و راحت نمیتوانیم درمورد خیلی از مسائل رودرور صحبت کنیم اما نمیدانم چرا دچار وسواس یا حساسیت شده و تصور میکند من دوستش ندارم. نمی دانم چی اذیتش میکند و چطور میتوانم کمکش کنم که این حساسیتش برطرف شود. مساله این است که خانواده نامزدم او را در تصادف پدرش مقصر میدانند( چون موقع تصادف همراه پدرش بوده). از همان سن کم مجبورش کردن که خرج خانواده رو به عهده بگیرد. مادر و خواهر و برادراش مرتبا کسی رو از فامیل به نامزدم معرفی میکنند ولی حتی حاضر نیستند بیایند من و خانوادم را حتی یکبار ببیند. علتش هم اینجور که من فکر میکنم اینه که میترسند اگر با من یعنی یک دختر غریبه ازدواج کند دیگر خبری از پول نباشد. نامزدم میگوید. فقط من رو میخواد اما دلش میخواهد اونها هم به عنوان خانوادش در خواستگاری حضور داشته باشند. من اصلا قدرت این را ندارم که متقاعدش کنم تا مصمم بگیرد و باهم ازدواج کنیم خواهش میکنم بهم کمک کنید .
پاسخ

پاسخ: شرایطی که شرح داده اید بسیار حساس است زیرا از یک سو علاقه وجود دارد از سوی دیگر موانع. بر طرف کردن موانع بستگی دارد به محتوا و شرایطی که مانع دارد هر مانعی قابل عبور نیست و برخی از موانع را هم نباید طرف مقابل وارد شود و خود فرد باید آنرا حل کند. مشکلی که شما شرح داد ه اید دقیقآ از همین موانع و مشکلات هستند بهترین کاری که شما می توانید انجام دهید کمک فکری دادن است با وجود تمام علاقه ای که دارید کار هایی را نباید انجام دهید برای مثال تلاش زیاد برای راضی کردن ایشان. این جمله "چطور به نامزدم(البته نامزد رسمی نیستیم) اطمینان خاطر بدم تا در تصمیمش مصمم شود" جمله خطرناکی است شما به فکر این باشید که تا کی درست است به ایشان فرصت دهید.
در مورد شک های ایشان که به صورت کلی بیان کرده اید باید بررسی شود زیرا برخی مواقع شکی که فرد نسبت به دیگری دارد درونی است و ربطی به نوع رفتار طرف مقابل ندارد در این صورت هر کاری بکنید برای آسایش خاطر ایشان شک ایشان را افزایش خواهد داد. به طور خلاصه مسئله ای که شرح داده اید نیاز به بررسی حرفه ای دارد به مشاور مراجعه کنید.

وارد شوید یا ثبت‌نام کنید و نظربدهید

otherthinkwhat

کتابچه راهنمای برنامه ریزی عروسی
ببخشید من هم نمیتونم دفترچه رو دانلود کنم. ممنون میشم برام بفر...

11 ساعت قبل

عروس و مادرشوهر، چطور معاشرت کنند؟
چت شده عزیزم؟ فرض کن مامان خودته، چرا اینقدر سخت میگیرید؟...

11 ساعت قبل

امتناع از رابطه زناشویی در دوران عقد
عزیزم اول فکر کن دلیل اینکه نمیخوای با همسرت رابطه داشته باشی ...

دیروز

اگه بخوام خودم رو گریم کنم چیکار باید بکنم؟

پرسش :ببخشید اگه بخوام خودم خودم رو گریم کنم باید از چه موادی برای گریم استفاده کنم؟ در مورد نوع کرم گریم و اینکه از کجا تهیه کنم؟...

پاکسازی پوست قبل از عروسی

پرسش: با سلام. من سوالم اینه که اگه من نخوام قبل از عروسی برای پاکسازی پوست آرایشگاه برم اینکار رو خودم می تونم انجام بدم و چطوری و اگه که نه باید از ...

پیشگیری از بارداری چطور باشد؟

پرسش: من قراره ٤ شهریور امسال عروسی کنم ولی هنوز نمی دونم از چه روش جلوگیری استفاده کنم؟ من و همسرم چون فامیل هستیم و باید حاملگی کاملا کنترل شده باشه...

مشاوره

پریود دردناکی دارم چه کار کنم؟

پرسش: با سلام و خسته نباشید من دختری هستم 26ساله و به تازگی عقد کردم از همان آغاز دوره پریودم همیشه نامنظم بوده همراه با درد زیاد طوری که یه ماه در میان شده که عادت شده باشم. دکتر هم مراجعه نکردم ممکنه که کیست تخمدان باشه.

مشاوره

وقتی عصبانی میشه همه چیز از دهنش در میاد

پرسش: من و همسرم 7 ماهه که عقد کردیم، البته از سال 91 باهم دوست بودیم و دوستی خیلی خوبی داشتیم. الان هم خدا رو شکر زندگی و رابطه خوبی داریم. ایشون خیلی اخلاقای خوب دارند. فقط یه چیزی منو خیلی اذیت میکنه و ایشون خودشون هم قبول دارن که این اخلاقشون بده و اون اخلاق این هست: همسر من وقتی عصبانی یا ناراحت میشن هر کلمه و جمله ای که تو اون لحظه به ذهنشون میرسه و گفتنش میتونه تخلیشون کنه رو به زبون میارن. راستش این موضوع تا حالا خیلی لطمه به رابطه ما وارد کرده. هربار که این اتفاق میفته ایشون بعدش پشیمون میشه و عذرخواهی میکنه. گاهی حتی چیزهایی که گفته رو بخاطر نمیاره! وقتی بهش میگم اینو گفتی و اونو گفتی میگه واقعا حرف دلم نبوده.اما من خیلی ناراحت میشم و روزها طول میکشه تا به حالت قبل برگردم و بتونم با ایشون از صمیم قلب مهربون باشم. بعد از اینکه کلی حرف به من میگه و بعدش میخواد از دلم دربیاره میگه "معذرت میخوام" و وقتی من ناراحتیم از بین نمیره میگه چرا انقدر کلاس میذاری. دارم عذرخواهی میکنم توهم قبول کن و ماجرا ختم شه. اما اون ناراحتی واقعا توی دلم میمونه. چون گاهی حرفایی میشنوم که اصلا در شان و شخصیتم نیست. من همیشه به ایشون میگم وقتی بحثمون میشه آرامش خودتو حفظ کن و اول فکر کن بعد حرف بزن، ایشون قبول میکنه اما وقتی عصبانی میشه دوباره همون جریان پیش میاد. لازم به ذکره که ایشون حتی با خانواده خودشون و بقیه هم اینطورن فقط من نیستم. لطفا بهم راهنمایی بدید. من چه کاری باید بکنم؟ ایشون چه اقدامی باید بکنن؟

مشاوره

چاقی پهلوها و باسن را چطور آب کنم؟

پرسش: 33 ساله هستم که حدود 8 ماهه ازدواج کرده ام. قبل از ازدواجم رژیم داشتم و لاغر بودم حدود 70 کیلو ولی بعد از ازدواجم به مرور افزایش وزن پیداکردم. بااینکه هرروز حداقل 45 دقیقه پیاده روی می کنم و رژیم غذایی خودم را هم دارم ولی وحشتناک باسن و پهلوهام چاق شده است. لطفا راهنمایی بفرمایید که باید چه کاری انجام بدهم برای لاغری و تناسب اندامم؟

مشاوره

انگار محبت کردن رو بلد نیست چیکار کنم؟

پرسش: من دو ماهه عقد کردم شش ماه هم نشون بودم البته به خاطر فوت اقوام عقدمون عقب افتاد نامزدم بعد از عقدمون هیچ تقاضای جنسی از من نداشته فکر میکردم بعد عقد حداقل راجع بهش صحبت بکنه تا به یه سری تفاهما برسیم ولی هیچ حرفی نزده. رابطمون مثل خواهر و برادر شده راستش نگرانم من هم هر کاری میکنم نمی تونم خودم در این مورد پیش قدم بشم چند بار غیرمستقیم بهش گفتم که ما باید بیشتر کنار هم باشیم تا صمیمیتمون بیشتر بشه ولی انگار متوجه منظور من نمیشه چند بار پیام عاشقاته بهش دادم در جواب فقط نوشت پیاما قشنگ بود اصلا انگار بلد نیست محبت بکنه راستش خیلی پسر خوبیه اطلاعات عمومی بالایی هم داره ولی نمیدونم چرا در این مورد این جوریه . راستش همه صحبت هامون شده در مورد مسایل کاری نامزدم هر وقت حرف میزنیم از کارش و اهداف کاریش صحبت میکنه واقعا خسته شدم من خودم هم شاغلم ولی اصلا در مورد کارم باهاش صحبت نمی کنم.

مشاوره

وقتی پسرهای دیگه ای رو میبینم فکرم درگیر میشه

پرسش : سلام من 31 سالمه و یکسال و نیمه ازدواج کردم شوهرم مرد خوب و مهربانی است و تیپشم بد نیست ولی تو اداره وقتی پسرهای خوشتیپ تر دیگه رو میبینم همش فکرم درگیر میشه و جذبشون میشم و فکر میکنم باید بااونا ازدواج میکردم این حسی که دارم به این دلیل است که همسرمو دوست ندارم؟ چیکارباید بکنم؟ خیلی اذیت میشم.

مشاوره

بحث سر رسم و رسومات

پرسش: 7 ماه است که عقد کردم.27 ساله هستم.خانواده همسرم موقع خواستگاری و قبل از عقد گفتند خرج و مخارج عروسی با آنهاست و همسرم تازه سر کار رفته و پس اندازی نداره. اما مادر همسرم گفت مخارج خرید بازار تا اندازه ای برعهده داماد است.از طرفی در هیچ یک از مراسم ها و مناسبت ها به جز نیمه شعبان، گردنبند و عید فطر، زنجیر طلا که اون هم همسرم با پول خود خرید چیزی بهم ندادند و خانواده من چیزی نگفتند فقط پدرم به من گفت که موقع هدیه دادن ما به خانواده داماد من هم خوب خرج نخواهم کرد.من خیلی تلاش کردم تا دید خانواده ام نسبت به همسر و خانواده ام منفی نشود اما تا حدی شده اما بی احترامی نکرده اند.چند بار با همسرم در این مورد صحبت کرده ام و تا حدی تلاش کرده.آیا باید درمورد رسم و رسوم هایمان واضح صحبت کنیم و من باید صحبت کنم یا خانواده ام؟درضمن باید بگم همسرم اخلاقش عالی است و بسیار منو دوست داره و من هم دوستش دارم.

مشاوره

عفونت و قارچ دارم

پرسش: پریود دردناکی دارم رفتم دکتر گفتن عفونت قارچی دهانه رحم دارم دارو دادند خوب شدم. دو ساله ازدواج کرد. چند بار عفونت داشتم بعد از درمان و چندبار نزدیکی بازهم عفونت میگیرم امکان داره از شوهرم بگیرم؟چیکار باید بکنم؟

ثبت‌نام
فرم را تکمیل و به ما بپیوندید
ثبت نام
من حساب کاربری دارم، ورود
ورود

  ادامه
از نو  
من حساب کاربری ندارم؛ ثبت‌نام