بعد از گذشت یک ماه از عقدمان، پشیمان شده ام!

پرسش : راستش من عید امسال با پسری آشنا شدم که بهم معرفی کردن. شرایط خوبی داشت و فاکتور هایی که من برای ازدواج میخواستم. من 25 سالمه و اون 31 سال و از همه لحاظ خوب بود. بعد از گذشت 3 هفته آشنایی عقد کردیم و حالا بعد از یک ماه دچار پشیمونی شدم. اون مشکلی نداره ولی من کم کم حس کردم دیگه حس قبل و ندارم، زیاد دوس ندارم باهاش حرف بزنم، زیاد دوس ندارم ببینمش و الان چند روزیه که واقعا ازش بدم اومده، حس میکنم حتی دوس ندارم یه کلام باهام حرف بزنم. لطفا راهنماییم کنید.
پاسخ

پاسخ: من به این مشکل شما، که خیلی هم شایعه و تا به حال مراجعان زیادی با این مشکل داشتم، میگم «سندرم هولوپ»!
می دونین که سندرم یعنی مجموعه علایم. توی پزشکی گاهی مجموعه علایمی که با هم یک تصویر ایجاد می کنند رو سندرم نام گذاری می کنند. مثلا مجموعه علایم سرماخوردگی یک سندرمه. یا سندرم داون معروف که اسم علمی اش تریزومی 13 هست (یعنی 3 کروموزوم 13 در شخص وجود داره به جای دوتا) مجموعه ای از علایمه که در همه اشخاص وجود داره. (همون تصویر چهره معروف که همه تو ذهن داریم)
این علایم که شما ذکر کردین هم به صورت شایع در خیلی از زوج های جوان وجود داره. به صورت ناگهانی با هم آشنا میشن. از هم خوششون میاد. ظرف مدت کوتاهی تصمیم به ازدواج می گیرن. ظرف مدت کوتاهی عروسی می کنن و بعد ناگهان وقتی خودشونو زیر یک سقف می بینن، زن احساس می کنه هیچ احساسی به همسرش نداره.
البته این توصیف تیپیک سندرم بود و خیلی از زوج ها تفاوت هایی با هم دارن. مثلا این احساس برای شما قبل از عروسی و مدت کوتاهی بعد از عقد به وجود اومده.
معمولا این اتفاق در ازدواج های سنتی می افته، اما من دیده ام مواردی رو که حتی بعد از چند سال دوستی بین دختر و پسر هم چنین اتفاقی افتاده. لابد فکر می کنید این که با تعریف سندرم جور درنمیاد! توضیحش اینه که تو اون مورد خاص هم اون دوستی چند سال تو فضای غیر رمانتیک و درواقع خواهرانه و برادرانه بود و ناگهان ظرف یک ماه دو نفری که سالها به چشم خواهر و برادر به هم نگاه کرده بودن، شده بودن زن و شوهر.
البته تو همه ازدواج های سنتی هم این اتفاق نمی افته. خیلی خانواده ها، بعد از خواستگاری فرصت زیادی به دختر و پسر میدن تا با هم آشنا بشن و بلافاصله اونها رو به سمت ازدواج سوق نمیدن. از طرف دیگه، به صورت سنتی فاصله ای بین عقد و عروسی وجودداره که از بروز این سندرم پیشگیری می کنه. اما تو موارد خاصی که خانواده ها به هر دلیل عجله می کنن، این اتفاق می افته.
دلیلش هم خیلی واضحه و به یک خصوصیت خانوم ها برمیگرده. خانوم ها برای برقراری رابطه عاطفی احتیاج به زمان دارن؛ همون طور که برای داشتن رابطه جنسی، نیاز دارن از دالان عشق عبور کنن. برعکس، آقایون چنین ویژگی ای ندارن و خیلی سریع می تونن حتی رابطه جنسی برقرار کنن. برای همین هم این سندرم به ندرت برای آقایون ایجاد میشه. اونها بعد از عقد به رابطه جنسی اون جور که میخوان می پردازن اما متوجه نیستن که همسرشون آمادگی پذیرش این رابطه رو به این سرعت نداشته. برای همین هم خانوم ها از این رابطه یک طرفه ممکنه آزار ببینن و خیلی سریع احساس کنن اشتباه کردن و حتی تمایلات جنسی شونو از دست دادن.
من به همه این علایم میگم سندرم هولوپ. یعنی زوج هایی که «هولوپ» خودشونو تو استخر ازدواج انداختن، بی اینکه قبلا تنی به آب زده باشن. تو این موقعیت، یعنی وقتی کسی شنا بلد نیست و یهو تو استخر می پره، سه اتفاق ممکنه پیش بیاد:
اول اینکه بالاخره خودشو به دست و پا زدن و بدبختی به لبه استخر برسونه: خانوم هایی که به کسی شکایت نمی کنن و تحمل می کنن و با سختی های زیاد بالاخره به حدی از آرامش میرسن. (مادرها و مادربزرگ های ما خیلی هاشون این طور بودن)
اتفاق دوم اینه که اون آدمی که شنا بلد نیست و تو آب می افته غرق میشه: خیلی از زوج ها از همین مقطع کارشون به جدایی میکشه.
و اتفاق سوم اینه که یک مربی شنا سراغ اون آدم در حال غرق شدن میاد و کمکش می کنه: آدم هایی که از مشاور کمک می گیرن تا این دوره رو به خوبی طی کنن.
درواقع درمان سندرم هولوپ هم با این توضیح مشخص میشه. اگه این احساس در یک زن، انقدر قویه که نمی تونه تحملش کنه، باید هرچه سریع تر موضوع رو با یک مشاور حرفه ای مطرح کنه و اجازه بده که اون مشاور وارد زندگی اون زوج بشه و تلاش کنه اوضاع رو سر و سامون بده. البته گاهی هم نظر مشاور می تونه این باشه که بهتره همین جا جدایی اتفاق بیفته تا زن و مرد هر دو هزینه های کمتری بپردازن. به هر حال، گاهی یک نفر آمادگی شنا کردن نداره یا اینکه استخر بیش از حد عمیقه. نمیشه هر کس رو که میخواد شنا یاد بگیره توی آب هل داد.

###

لطفا کمی صبر کنید...