به رفتارهای خانواده همسرم حساس شدم

پرسش : ممنون از صفحه ی خوبتون راستش دختری هستم 29 ساله شاغل 11ماه پیش با همسرم به شکل سنتی ازدواج کردم و دوران عقد را سپری میکنیم تا در پاییز مجلس بگیریم و در زیر یک سقف زندگیمونو شروع کنیم نمیدونم چطور باید توضیح بدم اوایل عقدم با همسرم و بخصوص با خانوادش مشکلی نداشتم با اینکه اطرافیانم وبخصوص دوستانم خیلی گوشزدهایی راجع ب رفتار با خانواده ی همسرم بمن میکردند ولی من تلاشمو کردم ک ب خانواده ی همسرم بچشم خانواده ی خودم نگاه کنم تالذت بیشتری از کنارهم بودم ببریم در اوایل مشکلی بچشم نمیخورد غیر از یک سری مسایل ریز ک از مادر همسرم و خواهرش میشنیدم راجع ب خواهر همسرم هم توضیح بدهم ک بخاطر مسایل ژنتیکی از مشکل کوتاهی قد رنج میبرند و در سن38 سالگی یک سال قبل من ازدواج کردند در خانواده به ایشان خیلی اعتماد بنفس دادن ک باعث شده ایشون اعتماد به نفس فوق العاده ای داشته باشن و فکر میکنن در خیلی مسایل میفهمنن و میتونن برا همه تصمیم بگیرن و نیز قبل ازدواج هردوتاییمون ایشن با همسرم بسیار نزدیک بودند ک بعد ازداجشون و ازدواجمون ب طبع از هم دور شدند،ولی متاسفاته از همان روزهای اول فهمیدم تسلطی برحرف های همسرم دارند سعی کردم در این مدت با مهربونی و صحبت بدون بحث و بدون نام بردن از ایشان همسرم را متوجه کنم ولی همسرم تا وقتی ک در کنار من هستن مثال خودش رفتار میکند ولی از لحظه ای ک بکنار خانودش بازمیگردد تغییر میکند به همه چیز ایراد میگریند بطوری که من در خرید کردنم و خیلی مسایل دیگه دچار سردرگمی شده ام و چند ماهه خیلی روی خواهر و مادر ایشون حساس شدم مادر و خواهر همسرم در هر مسئله ای ازما دخالت میکنن بطوری ک جدیدن زیاد علاقه مند به رفتن به منزلشون و ندارم ببخشید طولانی است حرفام ولی چون کلافه و سردرگمم و نمیدونم چیکار کنم مزاحم شدم غیر از تعیین مارک لوازم جهیزیه ام و بی احترامی پدرشون به مادرم و و اینکه جندین هفته به این نکته اشاره داشتن ک من مریض و لاغرم و مجبورم کردند به دکتر در عین سالمی مراجعه کنم و بعد از ازمایشهام دیدن ک سالم و قوی هستم موارد دیگه ایم هست ک تمام روز باید به حرفهای من گوش بدین میشه راهنماییم کنید نمیخوام تو حساسیت الانشون به روانشناس مراجعه کنم تا باز مورد جدیدی اضافه کنم ؛من خیلی حساس شدم به رفتار همسرم و فکر میکنم ایشان هرکاری انجام میدن و هدیه ای ک برام میخرن قبلش با مادر و خواهرشون مشورت میکنن گرچه این احساسم فقط سه ماهه در ذهنم ریشه دوانده ک ایشون کاراش و باید اجازه بگیره ما قراره در طبقه پایین خانه ی پدر همسرم ساکن شیم و ایشان بنابه شغلشون چهاروز استراحتنو در خانه هستن میترسم بعد از ازدواج این رفتار ادامه داشته باشه میشه کمک کنید چطور رفتار کنم تا تغییر بدن رفتارشون من خودم در تصمیم گیریام مستقل بودم تا به امروز نمیخوام اشتباهی مرتکب بشم ک بعدا پشیمون بشم به نظرتون اگه با خودش صحبت کنم و مشکلمو بگم کمکی میکنه؟ البته این نکته راهم اضافه کنم ایشون پسر اول خانواده هستن و حرفشون در خانواده بسیار اهمیت داره و خودش دور از خانواده واقعا محکم و مستقلن الان در مورد خرید جهیزیه و سلیقه من در خرید وسابل خونه و خرید عروسی خیلی مخالفت میکنن اینقدر این مسایل برام بزرگ شدند که رو بقیه ی کارام هم اثر گذاشته لطفا پاسخ بدهید منتظر جوابتون هستم ممنون
پاسخ

پاسخ : ممنون از توضیحات کامل و بدون هرگونه سوگیری و نظر شخصی. بهتربن حالت این است که شما زودتر و تا بیشتر نشدن این افکار منفی بودیم روانشناس مراجعه کنید راه حل پیشنهادی خودتون بهترین راه حل است. با همسرتان صحبت کنید. توصیه ای که برای اثربخشی حرفهایتان میتوانم داشته باشم این است که سعی کنید از احساس های خودتان صحبت کنید و انگشت اتهام به روی فرد دیگری نگیرید .

###

اگه می خوای جشن عروسیت رو توی تالار پذیرایی برگزار کنی، شیک ترین ها رو می تونی اینجا انتخاب کنی.

لطفا کمی صبر کنید...