اهمیت مشاوره قبل از ازدواج

توضیحاتی درباره اهمیت مشاوره قبل از ازدواج برای تمام زوجهایی که توجه کمتری به اهمیت مشاوره قبل از ازدواج دارند حتما این مطلب را بخوانید

اهمیت مشاوره قبل از ازدواج

رفتار همسرم روی اعصاب است

پرسش: سلام من به تازگی ازدواج کردم و روی یک سری از مسایل همسرم حساس هستم مثلا طرز قاشق دست گرفتن بر سر سفره یا طرز بیان شوخی هایش. باید چه کنم که حساسیتم از بین برود یا چه عکس العملی نشون بدم تا کارمون به بحث و جدل نکشه؟

اهمیت مشاوره قبل از ازدواج

با فحاشی و خودشیفتگی نامزدم چه کنم؟

پرسش: دختری 25 ساله هستم. بعد از سالها همبازی دوران کودکیم را پیدا کردم و بعد از مدتی رفت و آمد به یکدیگر علاقمند شدیم.او 3 سال از من کوچکتر است و پذیرش این موضوع برای من سخت بود اما از آنجا که چالش های مختلفی در زندگیش تجربه کرده بسیار پخته و بجا عمل میکرد. د و از نظر ظاهری هم اختلاف سنی ما مشخص نبود بنابراین من کم کم با این موضوع کنار آمدم . شش سال از رابطه ما میگذرد روزهای تلخ و شیرین زیادی کنار هم گذراندیم و واقعا همدیگر را دوست داریم. بزودی ازدواج میکنیم من هیچ وقت از انتخابم پشیمان نیستم در این شش سال هیچ کمبود محبتی از سوی او نداشته ام.همیشه مرکز توجه اش بوده ام .او همیشه به من وفادار بوده و هست. به محض اینکه راجع به رابطه جدی تصمیم گرفتیم خانواده اش را در جریان گذاشته و همیشه حامی من بوده است و همیشه توانسته ام به او تکیه کنم. فقط چند مساله ذهن من را درگیر کرده است و از شما در این باره کمک میخواهم. • اول اینکه شباهت های ما به هم بسیار زیاد است و اختلاف های ما همیشه در نقاط مشترک اخلاقیمان است بطور مثال هردوی ما سلطه جو هستیم و خود را محق میدانیم و کوتاه آمدن برای هردوی ما مشکل است اما من در نهایت بخاطر زن بودنم کوتاه میایم.نگران هستم که در آینده بیش از این توان کوتاه آمدن را نداشته باشم آیا این مساله برای زندگی آینده مان مشکل ساز میشود؟ • دوم اینکه او بسیار حساس و زودرنج است و این مساله در مورد من بیشتر صدق میکند چون خیلی به من وابسته است. با مسائلی که از نظر من جزئی و کم اهمیت هستند از کوره در میرود و فقط و فقط با یک بحث منطقی طولانی و خسته کننده آرام میگیرد. معمولا وقتی عصبی میشود کنترل زبانش را از دست میدهد گاه فحاشی میکند و اغلب حرف های نیش دار میزند مثلا با اینکه هم من هم خودش میدانیم او قلبا عاشق من است اما تنها برای تخلیه شدن مدام میگوید از تو متنفرم ، تو مزاحم زندگی من هستی، تو مانع پیشرفت من هستی ،تو نادانی و مرتب اشتباه میکنی و.... اما در نهایت پس از آرام شدن ابراز عشق میکند و سعی میکند از دل من درآورد و در این لحظه من که ساعت ها برای آرام کردنش تلاش کرده بودم به محض اینکه ابراز علاقه میکند، احساس سردی میکنم و حرف هایش را در ذهنم مرور میکنم. تنها چیزی که باعث میشود حرف هایش را فراموش کنم باور قلبی من به عشق اوست که در این شش سال به من ثابت کرده است. نمیدانم چگونه می توانم به او کمک کنم تا در عصبانیت خود را کنترل کند.خودش مایل است اینکار را انجام دهد اما نمیتواند و به هیچ عنوان حاضر نیست از یک مشاور کمک بگیرد. فحاشی او بیشتر مرا آزار میدهد زیرا برخی اوقات به خانواده من هم ناسزا میگوید و این مرا میرنجاند. • مساله دیگر اینکه تعداد کسانی که او قبولشان دارد خیلی محدود است .دیدگاهش به افراد آمیخته با خودشیفتگی است و خود را همیشه بالاتر از بقیه می بیند بخصوص از نظر ظاهر فیزیکی و علم و دانش. او حتی از من نیز خود را بالاتر می داند. همین مساله گاها مرا افسرده میکند چون فکر میکنم او مرا باور ندارد. به دلیل همین خودشیفتگی است که حاضر نیست از مشاور کمک بگیرد زیرا او عالم دهر است و میتواند مشکلش را خودش حل کند !!! به دلیل اینکه خیلی از اخلاق های او در این چند سال پخته تر شده و انسان انعطاف پذیری است من خیلی امیدوار هستم که بتوانم این چند مورد را نیز تغییر دهم هر چند که باهمین رفتارها نیز کفه نقاط قوتش برایم سنگین تر از نقاط ضعفش است. اما نگرانم پس از چند سال با گرفتاری های زیاد زندگی مشترک آستانه تحمل من کاهش یابد، آیا این نگرانیم بجاست؟ آیا می توانم او را تغییر دهم؟ دربرابر رفتارهای او باید چه واکنشی نشان دهم؟

اهمیت مشاوره قبل از ازدواج

دو خواستگار، یک انتخاب

پرسش: دختری هستم 36 ساله. فوق لیسانس، مدرس دانشگاه و روزنامه نگار.3 سال هست که با یکی از همکاران سابقم که پسری 43 ساله و روزنامه نگار و لیسانسه است دوست هستم. البته شغل دومش درآمد اصلی اش هست که در زمینه خرید و فروش محصولات پتروشیمی است. از روز اول به من گفته بود که قصد ازدواج ندارد و از ازدواج گریزان است و با خانواده برای مهاجرت به آمریکا اقدام کرده است. من چون تنها زندگی می کردم و تنهایی و درد رابطه قبلی آزارم می داد و روی شخصیت این فرد بعد از 10 سال همکاری شناخت داشتم، پذیرفتم که رابطه داشته باشیم. سه سال دوستی خوب را تجربه کردیم. اما مراقبت ها و مهربانی هایش باعث نشد که من توقع ازدواج از او داشته باشم. خودش هم می گفت آرزوی خوشبختی ام را دارد و اگر مورد خوبی پیش آمد کمکم می کند تا ازدواج کنم. تا اینکه یکماه و نیم پیش در یکی از سایت های اجتماعی با پسری آشنا شدم که چند ماهی از من کوچکتر است. مهندس مکانیک و کارمند قراردادی یکی از شرکت های خودرو سازی است. او تک فرزند یک خانواده نسبتا مرفه است. ما قرار گذاشتیم، همدیگر را دیدیم و قرار شد با هدف آشنایی برای ازدواج، آخر هفته ها چند ساعتی با هم باشیم و روزها تلفنی صحبت کنیم. موضوع را به دوستم گفتم . در ابتدا واکنش خوبی نشان داد و گفت به سلامتی. اما هر چه زمان گذشت و می دید که این فرد با من تماس تلفنی می گیرد، حساسیت نشان داد. کم کم بغض می کرد. تا اینکه یک روز گفت که در حال کلنجار رفتن با خودش هست برای اینکه ازدواج کند. با من! بعد از دو هفته بغض و گریه و اعصاب خردی، دو روز پیش برایم کیک خرید و رویش نوشته شده بود با آرزوی...؟ این علامت سوال شمعی بود که رویش یک انگشتر طلا بود! او به این شکل از من رسما درخواست ازدواج کرد و 2 هفته مهلت داد که بین خودش و فردی که یک ماه و نیم است با او آشنا شدم یکی را انتخاب کنم. حالا من بر سر بزرگترین دو راهی زندگیم هستم. با دو نفر روبرو هستم: یکی 7 سال از من بزرگتر، مستقل از خانواده، با درآمد خوب و با خانواده ای تقریبا بی پول که چشم امید به این تک پسر دارند و البته شناخت 12 ساله من از او. او مسوولیت پذیر و مهربان است و توجه وسواس گونه ای به مسایل زندگی خواهرانش دارد. دیگری تک پسر یک خانواده نسبتا پولدار است که تا حالا هیچ مشکلی باهم نداشته ایم. اما شناختم کامل نیست. فقط فهمیده ام که درآمدش کم است و به خانواده وابسته. پدر و مادرش روی او حساس هستند. درباره من مدام از او می پرسند. حتی پرسیده اند که خانه ما چند دستشویی دارد! خودش کمی اضطراب پنهان دارد و هنوز ناخن می جود. اما بسیار دست و دلباز و خونگرم است. می گوید شاید بعد از چند ماه به این نتیجه برسیم که ازدواج کنیم شاید هم نه. مدام تماس می گیرد و سعی می کند مهربانی کند. او فردی بسیار منطقی است. فقط دو هفته وقت دارم که به اولی جواب دهم. کمکم کنید!

بیشتر

آخرین بحث ها و نظرات

راه های فرار از خانه
نمیدونم اومدی چت یا نه ولی واقعا باید منو ببخشی من نتونستم بیا...

9 ساعت قبل

آتلیه عکس سیمای تهران
باسلام من با آتلیه سیمای تهران قرارداد بستم... شاکی ام ازشون ....

دیروز

آتلیه روزگار خوش
واقعأ اتلیه بسیار خوب وعالی هم قیمت های خوب ومناسب دارن و هم ک...

پریروز
لطفا کمی صبر کنید...