پدرم از نامزدم خوشش نمی‌آید

پرسش: من و نامزدم بعد از هفت سال دوستی با مخالفت‌های پدر من و خانواده نامزدم (البته منطقی هم بود) نامزد کردیم؛ این وسط خیلی مشکلات داشتیم ولی ما واقعاً همدیگرو دوست داشتیم. یکی از دلایل مخالفت خانواده‌ها این بود که من لیسانسم و او دیپلمه و عکاس. ولی من دیدم که هوشش و مهارت‌هاش از یه فوق لیسانس هم بالاتره حتما که نباید آدم درس بخونه... حالا به خاطر این شرط پدرم شرایطی برای ازدواج گذاشته از این قرار: یه خونه ای باید بخره به ارزش 100 میلیون تومان و باید به نام من بزنه. البته قرار شده بخشی از پولش رو پدرم بده. البته با 5 سکه مهریه... پدرم اوایل این شرایط را گذاشت اما از اونجایی که بدبینه حالا پشیمون شده و فکر میکنه سرش کلاه رفته که راضی به این مهریه شده. قابل ذکره که مادر من فوت شده و نفوذ از سمت فامیل پدرم صورتم میگیره. حالا می‌ترسم سر برون و عقد دوباره همه چی به هم بخوره، نمیدونم چکار کنم... اونها هم به مهریه بالا راضی نمیشن چون نظرشون اینه که باید چیزی باشه که همین الان بتونن بدن.
پاسخ

پاسخ: دو مورد در پرسش ما هست.

در مورد مهریه، من یک عقیده خاص دارم. مهریه را سبک بگیرید اما حق طلاق را دریافت کنید. مهریه سنگین، نه شرع پسند است و نه واقعا دردی از خانواده ای دوا می کند. فراموش نکنید مهریه یک قانون شرعی است و در همان شرع توصیه شده که مهریه به عنوان هدیه به همسر داده شود (و آتوالنساء صدقاتهن نحله)، نه به عنوان یک ضمانت برای زندگی آینده.

متاسفانه خیلی از خانواده ها فلسفه اصلی مهریه را فراموش می کنند و جور دیگری به ماجرا نگاه می کنند. مهریه در حال حاضر به جای اینکه عامل ایجاد تعادل و در نتیجه تحکیم رابطه باشد؛ چیزی که در دنیای سنتی بود؛ حالا تبدیل شده به یک سنت بی معنای دردسرساز.

البته آن طور که شما گفته اید، هرچند مهریه 5 سکه است، اما در همین ابتدا همسر شما قرار است ملکی را به نام شما بزند. در این صورت، اگر حق طلاق را هم دریافت کنید، به نظر من حتی کفه به سمت شما سنگینی می کند و دیگر اصرار پدر و احساسی که گفتید دارد، بی منطق است.

بهتر است روی تصمیم درست خودتان بایستید و مرزهایتان را با پدر روشن کنید. این البته نباید باعث شود شما از پدر فاصله بگیرید. باید با اوبا کمال احترام رفتار کنید و سعی کنید منطق خودتان را به ایشان اثبات کنید. اما این که اطاعت کنید، دلیلی ندارد.

اما مور دوم و مهم تر که کمتر در مورد آن توضیح داده اید، این است که به نظر می رسد پدر شما مساله اش با اصل این ماجرا حل نشده. دلیل گیر دادن به مهریه هم شاید همین باشد.

این تعارضی است که در جامعه در حال گذار ما رایج است. مثل شما، پسرها و دخترها تصمیم خودشان را می گیرند و چند سالی با هم هستند و بعد تازه می آیند سراغ خانواده ها. حالا اگر خانواده نپیذیرفت، به قول معروف «خر بیار و باقالی بار کن.»

توصیه اکیدم این است که ضمن ایجاد تمایز با خانواده اصلی و مشخصا پدر، به خاطر رابطه با همسرتان، پدر را ترک نکنید. همسر شما نقش مهمی دارد در شکل گیری رابطه ای دوستانه با پدرتان. او را تشویق کنید که مستقیما با پدر گفتگو کند.

لطفا کمی صبر کنید...