روابط دوران نامزدی

روابط دوران نامزدی

نزدیک مراسم مون بد خلقی میکنه

پرسش : حدود 4 سالی است با پسری آشنا شدم و خواهان ازدواج با من بود ما با هم ارتباط جنسی برقرار کردیم بعد از 9ماه موضوع رو با خانواده خودشون مطرح کردند و آنها به خواستگاری آمدند و بعد از حدود 2ماه پدر من موضوع آشنایی قبلی ما را متوجه شدند و اظهار نارضایتی کردند. بعد از 1سال و نیم دیگر مجددا به خواستگاری آمدند و وقتی پدرم تمایل من را به ازدواج دیدند رضایت دادند ایشون از نظر اقتصادی در حد متوسط هستند و پس انداز هم نداشتند و تمام امیدشون به حمایت پدرشون بوده و شاید هم معجزه. اهل کار هست، شغل اولشون جواهر سازی هست چون سرمایه ندارند، بازار خوبی ندارند و تلاش زیادی برای مهیا کردن شغل رسمی که خواسته پدرم بود کردند و در حال حاضر معاون پرورشی مدرسه ای هستند. بعد از رضایت، پدرشان برای آشنایی 2 خانواده ، 2ماه صیغه محرمیت خواندن و الان 3هفته مانده به مراسم بله برون ایشان، به شدت بدخلقی میکنند.از بابت خواسته های من مثل هر دختری که برای این جور مراسم ها دارد به شدت واکنش نشان دادند. میگویند که آسان بگیرم و نیز در این مسائل خرد دخالت نکنم و به مادرشون بسپرم و نزدیک به 1هفته هست که اصلن تماسی با من نداشتند. خیلی ناراحت هستم و واقعا نمیدونم چه واکنشی نشون بدم، من 1بار تماس گرفتم و ایشون تمایلی نشان ندادن. گفتم شاید نیاز به تنهایی دارد.

روابط دوران نامزدی

از ازدواجم پشیمانم

پرسش: دختری23هستم، حدود 9ماه از زمان عقدم میگذره ولی از همون شب نامزدی از ازدواجم پشیمونم، نسبت فامیلی نزدیک با همسرم دارم و این مسئله در تصمیم گیریم نقش بزرگی داشت. من لیسانس مهندسی دارم و از لحاظ خانوادگی شرایط خوبی دارم،ولی همسرم دیپلم داره و در شهر دیگه ای کار میکنه،اگه بخوام واقع بین باشم هیچ کدوم از شرایطی که یه پسر وقتی میره خواستگاری رو باید داشته باشه نداشت، میتونم بگم از روی ترحم بهش جواب مثبت دادم،البته خیلی منو دوست داره و به قول خودش داره همه تلاششو میکنه ولی حسی که باید رو بهش ندارم،من نمیدونم باید چیکار کنم،حدود دو سال با این حسم جنگیدم و نمیدونم که باید با همسرم عنوانش کنم یا نه.

روابط دوران نامزدی

با طولانی شدن نامزدی دارم عذاب میکشم

پرسش: حدود ٢ سال و نیم نامزد هستم به دلیل مشکلاتی از قبیل مسکن، درس تمام نشده نامزدی ام طول کشیده و خیلی خسته شدم در این مدت نامزد من اکثرا میاد خونه ما و شب را هم میموند اما دیگه از این وضع خسته شدم، من خودم شاغل هستم و دندانپزشک تک بچه خانواده هستم، خیلی اذیت میکشم وقتی میبینم کسایی که دیرتر از من نامزد شدن ولی رفتن سر خونه و زندگیشون هر از گاهی فکر طلاق میکنم اما میترسم از طلاق چون شهرمون کوچیکه و من انسان ضعیفی هستم زود خودم و میبازم ،در این مدت خیلی قهر و آشتی هایی داشتیم از طرف نامزدم فقط یکی دو مورد آشتی از طرف ایشون بود بقیه اولین اقدام آشتی از من بود خیلی ضعیفم تحمل قهر رو اصلا ندارم من که قهر میکنم مادر و پدرم بیشتر عذاب میکشن چطوری محکم باشم؟ و اینکه یکی از خواهرهای نامزدم تو همه چیز دخالت میکنه و حسود منه و من وقتی به نامزدم میگم ناراحت میشه که چرا به خواهرش اینجور میکنه خیلی دوس داره خواهرشو و خیلی بدبخت شدم احساس خوشی و شادی ندارم چیکار کنم.

روابط دوران نامزدی

چیکار کنم حساسیتم به همسرم کم بشه؟

پرسش: میخوام راهی پیدا کنم تا از حساسیت شدیدم نسبت به همسرم کم شه.راستش دوسش دارم.یه بار یه خطایی کرده که نسبت بهش بی اعتماد شدم و حساسیتم بهش هزار برابر.دچار وسواس شدم تو روابطش با جنس مخالف با اینکه همه میدونن من از شوهرم سرترم ولی باز حتی پشه ماده از بغلش رد میشه دلم میخواد بترکه. ما هنوز نامزدیم. میخوام این حساسیتمو از بین ببرم تا انقد عذابم نده ولی راهشو نمیدونم.میخوام جوری بشم که حتی اگه با دخترای فامیلشون گرم گرفت و خوش و بش کرد اصلا برام مهم نباشه و حساس نشم.

روابط دوران نامزدی

در انتخابم تردید دارم

پرسش : من حدود یک ماه پیش از طریق معرفی یکی از اقوام با یه آقا پسری آشنا شدم به قصد ازدواج، چند جلسه که با هم صحبت کردیم متوجه شدم که این آقا اکثر معیارهای من رو برای ازدواج دارن. یعنی از نظر ظاهر، خانواده، اخلاق و کار موجه هستن. ولی مسئله ای که هست اینه که احساس میکنم توی این یک ماه اونقدر که احساس ایشون نسبت به من قوی هست، احساس من نسبت به ایشون به اون اندازه قوی نیست. نمیدونم آیا این مسئله خیلی مهمه؟ آیا همینطور باقی می مونه؟ در زندگی آینده ام تاثیر میذاره آیا؟ یه مشکل دیگه ای هم که دارم اینه که دائما از لحاظ تیپ و ظاهر ایشون رو مقایسه میکنم تو ذهن خودم، البته خودم واقفم که این مقایسه ها خیلی بی ارزش هست. فقط ازتون یه راهنمایی میخوام که این مقایسه ها رو از بین ببرم.

روابط دوران نامزدی

همسرم هنوز به یاد عشق قدیمی خودشه

پرسش: بعد از حدود دو سال آشنایی الان در شرف ازدواج هستم. نامزدم رو دوست دارم و میدونم که اون هم من رو خیلی دوست داره. اما این رو هم میدونم که هنوز سوز عشقی قدیمی رو در دل داره. رابطه ای که چند سال قبل از آشنایی ما بهم خورده باز در روز های خاصی که خاطراتی رو با هم داشتن براش زنده و ناراحت کننده میشه.من دوست دارم که همسرم عاشقم باشه نه دوست داشتن و علاقه ای که به مادر بچه هاش داره. برای همین دلم میخواد تلاش کنم و براش یه عشق داغ تر باشم. هنوز خاطره خیلی خاصی با هم نساختیم اما حتما بعد عقد میتونم براش خاطره بسازم و ... آیا امکانش هست؟ یا تلاشی بیهوده است؟ البته خودش میگه همه زندگی من خانوادمه و الان تو خانواده منی. آیا با تلاش میتونم عشق همسرم بشم یا فقط یه زن خوب خونه بمونم یا حتا باید این رابطه رو هرچقدر هم سخت باشه کنار بذارم؟

روابط دوران نامزدی

به همسرم حسودیم میشه

پرسش : من و همسرم هشت ماه نامزد بودیم و الان یک ماه میشه که عقد کردیم من خیلی دوستشون دارم و این باعث اذیتم میشه چون دلم میخواد همیشه پیشم باشه و وقتشو با من بگذرونه, وقتی سر کار هستن از اینکه همکارانش بیشتر از من باهاش وقت میگذرونم حسادت میکنم مخصوصا که میدونم همکار خانم دارن. جدا از این موضوع خانوادشون یه شهر دیگه هستن وقتی میرن اونجا یکم اذیت میشم نه حسادت باشه ولی سر سنگین میشم باهاش. وقتی هم با دوستشون برن بیرون هم رفتارم همینجوریه. از رفتارم میفهمه چون برخوردم سرد میشه باهاش. لطفا کمکم کنید تو این قضیه من خیلی اذیت میشم.ایشون خیلی مرد با اعتقادی هستن و از اینکه فکر میکنه من بهشون اعتماد ندارم اذیت میشن,ممنون میشم راهنماییم کنید.

روابط دوران نامزدی

رفتار همسرم سرده

پرسش: نامزدم پسری 30 ساله هستن. از ابتدای آشناییمون حس میکردم ایشون به من حسی ندارن در صورتی که خودش بهم پیشنهاد داد و اصرار داشت و زیاد سنتی نبود ازدواجمون. یعنی من بعد از دوبار خواستگاری جواب مثبت دادم بهش. اکثر مواقع این من هستم که واسه دیدنش برنامه ریزی میکنم، کنارم که میشینه سعی میکنه با فاصله بشینه، بعد چند روز امروز همو دیدیم حتی نیومد جلو باهام دست بده. روزی نهایت دوبار باهم تلفنی صحبت میکنیم اونم خیلی کوتاه. واسش پیام محبت آمیز میفرستم ولی هیچ جوابی از ایشون نمیاد. اصلا این رفتارهاشو درک نمیکنم. نمیدونم چیکار کنم. اوایل فکر میکردم اشکال از منه که خیلی سختگیرم و خودم زیاد محبت ندارم بهش. الان یه مدته تلاش میکنم که روابط بهتر بشه ولی اون تفاوت زیادی نکرده نسبت به قبل. هنوزم هیجانی واسه بودن با من نداره و توجهش خیلی کمه. رفتم پیش مشاور یه جلسه ولی واسه دفعه بعدش خواستن ایشون هم باشه که موافقت نکرد. منو همراهی کنه. داره فکر جدایی میفته به سرم. چکار کنم؟

روابط دوران نامزدی

شب بله برونم خانواده ام پشیمون شدن

پرسش: دختری ٢٤ ساله هستم که حدودا دو ساله با پسری که همسن خودمه آشنا شدم و تصمیم به ازدواج گرفتیم. حدودا سه ماهه پیش با خانواده به خواستگاری من اومدن و پدرم خیلی از این آقا خوششون اومد و جواب مثبت داد و ما بله برون گرفتیم اما دقیقا شب بله برون همه خانواده یکباره پشیمون شدن و گفتن این آدم به درد تو نمیخوره و همه چیو بعد از اون شب براشون پس فرستادن، اون پسر با مشکلات زیادی بزرگ شده ٧ سالش بوده که پدر و مادرش به دلیل اعتیاد پدرش از هم جدا شدن و مادرش با آقایی ازدواج کرده و به دلیل مشکلات دوباره از اون آقا هم جدا شده، الان با مادرش زندگی میکنن ولی مادرش از لحاظ مالی تقریبا مستقله و احتیاج چندانی به پسرش نداره الان پدرش هم دیگه اعتیاد نداره و داره تنهایی زندگی میکنه اما خودش پسریه که از ١٣ سالگی کار کرده و الان که ٢٤ سالشه وضعیتش از همسنهای خودش بهتره واقعا پسره سالم و خوبیه جوری که هیچکس نتونست هیچ ایرادی از خودش بگیره هنوزم بعداز سه ماه همه میگن پسره خوب بود اما خانواده اش ...، بر عکس اونا من تو یه خانواده آروم و کم تنش بزرگ شدم و وضع مالی پدرم خوبه، بچه سومم و دختر دوم خانواده ام اما پدرم خیلی خیلی روی ماها حساسه جوری که من به خاطر اینکه فردای بله برون گریه پدرم رو از ترس اینکه اونا منو بدبخت کنن دیدم بهشون گفتم باشه همه چیو پس بدین، اما از اون روز من و اون آقا جفتمون مریض شدیم و داریم میمیریم، من واقعا با کس دیگه ای نمیتونم ازدواج کنم اونم همه جوره پام وایساده، اونم دنبال آرامشه واسه همین منو انتخاب کرده میخواد با وجود من و خانواده ام تنشهایی که قبلا داشته رو فراموش کنه و یه خانواده خوب داشته باشه، الان سه ماهه که ما پنهانی باهم رابطه داریم و همه فک میکنن ما داریم همو فراموش میکنیم اما واقعا ما همدیگرو دوست داریم و من واقعا دارم افسردگی میگیرم.خواهش میکنم کمکم کنید خیلی احتیاج به کمک دارم نمیدونم چیکار کنم دیگه تحمل این وضعیت برامون سخته.

بیشتر

آخرین بحث ها و نظرات

آیا 15 سال اختلاف سنی بین زن و شوهر مانع خوشبختی است؟
سلام،،،من عاشق پسری شدم ک 33سالشه خودم 17سالمه،،،واقعا همو دوس...

7 ساعت قبل

با دروغ های همسرم چه کنم؟
سلام من عاشق پسری شدم که 33سالشه خودم 17سالمه،،،هردو همو دوست ...

7 ساعت قبل

درمان سریع کیست تخمدان
پزشکم قرص یاز رو واسم تجویز کرده چون HD وLD رو کیستم تاثیری ند...

دیروز
لطفا کمی صبر کنید...